درباره نویسنده
سعید اسماعیل...
من آنم که مهدی(عج) مولایم روح ا..وسید علی هادیانم یاحق اللهم عجل لولیک الفرج
  • برگ اول
  • آرشیو وبلاگ
  • تماس با من
  • فید وبلاگ
نویسندگان وبلاگ
  • سعید اسماعیل...
صفحات اختصاصی
برگ های قبلی
  • به بهانه تیغ کشیدن بر آمران و ناهیان.
  • من!
  • برای قلم سکوت معنی فریاد نمی دهد
  • قلم من
کلمات کلیدی مطالب
  • قلم (۱)
  • آمران وناهیان (۱)
آرشیو وبلاگ
  • عناوین مطالب
  • تیر ٩٠
دوستان من
  • نشر آثار حضرت آقا
  • روزنامه کیهان
  • رجانیوز
کدهای اضافی کاربر



پروانه های آبی

توجه:استفاده از یادداشت ها یا قسمتی از آن فقط با ذکر منبع جایز است
به بهانه تیغ کشیدن بر آمران و ناهیان.
نویسنده: سعید اسماعیل... - ۱۳٩٠/٤/٢٩

وقتی پای وظیفه در میان باشد برای نوشتن دیگر نمی توان معتل چگونه نشستن کلمات کنارهم   هم ماند  چیزی در سرت نعره می زند نعره ای از اعماق وجودت  نعره ای که  از گرمایش دندانهایت به هم می سابد  خشم تمام وجودت را فرا می گیرد با همین زبان الف و با و جیم و دال باید به کاغذ بگویی به گونه ای که فریادت گوش هایی که نمی خواهند بشنوند را نمی گویم شنوا کند که غرق در خون کند که اگر از سمع عاجزند از درد عاجز نباشند آن چنان که غرشت همچون صور اسرافیل تن های مردگانشان را از ترس از جا برکند،

باید از میان همه آنچه می توانی بگویی بگردی و از میان اتاق های پهناور ذهنت تیز ترین کلمات را برداری و قلم را به و القم و ما یسطرون قسم دهی که برنده بنویسد،

باید که مثل ستاره ای که از ناکجاآباد آسمان خود را بر کمر تاریکی شب می کوباند تا رخ او را خراشی دهد از نور ،همانی که برای بر آب دادن ستم های شه ،شه آبش می گویند تو نیز در هبوط های سکوت در میان خاک های نشسته طوفانی شوی که زندگی ها را مختل می سازد  و انسان های آرام نشسته در سایه را به تلاطم فرار وا می دارد ،

و امروز از همان روز هاست  روزی که شغال ها بر بال کبوتران سپید پنجه می کشند ،گرگ های حرامزاده ای که شکم هاشان از بیت المال غرق است بر پروانه های باغ حمله ور می شوند و یکی یکی آنها را می درند،پروانه هایی که  جرمشان تنها قاصدک بودن است!گل های زیبایی که به جرم تکان خوردنهاشان له می شوند و به جرم معطر بودنشان چیده،سروهای جاویدی که برای ایستادنشان تیغ و تبر زده می شوند،غیور مردان آمر و ناهی ای که جور مردان خوک صفتی را می کشند که آرام بر گوشه ای کز می کنند و از بازی با ناموسهاشان لذت می برند و جور زنان بی حیایی که قلم را پاک تر از آن می دانم که مرکب را برای نوشتن از آنها بر صفحه کاغذ جاری کنم،و جور سیاست بازان دغل کاری که مثلشان از خوکهای کثیف هم پست تر است آنهایی که برای متاع قدرتی کثافت های ننگ مخالفت با اجرای احکام الهی را جرعه جرعه نوشیدند و تمام قد در برابر خروش مومنان برای اجرای حجاب ایستادند تا همه را مهر سکوت زدند آنهایی که برای کسب وجه در ناس حکم خدا را تعطیل کردند همان هایی که امروز مدعی ارتباط بلاواسط با حضرت حجت (عجل الله تعالی فرجه شریف)شده اند ،

 

وعذه الهی حق است و آنهایی که سال گذشته در برابر خروش ملت برای برخورد با بی حجابی و.. تمام قد ایستاده و تمام نیروی خود را به کار گرفتند و با وجود تاکید علما و بزرگان برای برخورد در سطوح مختلف مانع شدند برای اینکه وجه خود را در بین بی حجاب ها و.. حفظ  خداوند حب آنها را از دل ها خارج کرد،اما باید پاسخگوی خون این عزیزان آمر به معروف و ناهی از منکر باشند نه در این دنیا فقط که در آخرت انشاالله که خداوند منتقم است و غیور

یا حق و دیگر هیچ.

نظرت چیه؟()




توجه:استفاده از یادداشت ها یا قسمتی از آن فقط با ذکر منبع جایز است
من!
نویسنده: سعید اسماعیل... - ۱۳٩٠/٤/٢٧

دستانم پر است از واژه ها،واژه های شکستنی و دوست داشتنی،با قلمم در خطوط شخم می زنم و دانه هایی می کارم ،گاهی هم مترسک می شوم کرکس پرانی می کنم!

شکر خدا جیب هایم پر است از حرف ها،آنقدر که پای تکلمم با بارسنگینشان می لنگد؛

شاید کسی نگوید اما من خسیسم ،نوشته هایم را به کسی تعارف نمی کنم،

غذایم نان است،فقیرم وهنوز پول ندارم نان و حرف بخورم ،آنهایی که می خورند می گویند خوشمزه است اما نمی دانم چرا همیشه دهانهاشان بوی خون می دهد و دندانهاشان هر روز سپید تر و تیز تر است!؛

در من بیماری مهلکی است ،می گویند دردهایی در گلویت گیر کرده،طبیب گفت باید عمل کنی!که اگر چنین نکنی دیگر تو بیمار نیستی تا او با تو سخن گوید!...

 

نظرت چیه؟()




توجه:استفاده از یادداشت ها یا قسمتی از آن فقط با ذکر منبع جایز است
برای قلم سکوت معنی فریاد نمی دهد
نویسنده: سعید اسماعیل... - ۱۳٩٠/٤/٢٤

هان چیست حالت ،ای قلم ؛بر کاغذ تکیه داده ای و غمباد سکوت گرفته ای،کز کرده ای و بر گوشه نوشته هایت نقطه گذاشته ای بی آنکه سَرِخطی باشد،چرا دلگیری و مرکب هایت با کاغذ سپید سخنی نمی گویند؟،بیرون بریز حرف هایت را که برای قلم سکوت معنی فریاد نمی دهد و عقده تو افسردگی نیست  ،فراموشی است،کویر لم یزرعی که در آن استخوان های اصالتش هم دانه های ماسه شن شده اند سبک،که هر کدام با نسیمی می جنبند،کویری که آسمانش همچون سرزمینی که در آن نور طلوع نکرده همیشه شب است.

برکاغذ دانه های سیاهت را بکار و بافصاحت کلمات بر کاغذ ریشه هایت را استوار ساز تا توام مثل آنها باشی که برایت کاشته اند برای آنها که بتومحتاجند،

بکار که من از دو چیز هراسانم،از کاغذهای کویری که چون توآن  بر آن نباریدند وبر بهشت های شدادی که میوه های

ممنوعه اش جان ها را از عشق برهنه کرد و عورت زشتی هاشان را روز به روز آشکارتر....

نظرت چیه؟()




توجه:استفاده از یادداشت ها یا قسمتی از آن فقط با ذکر منبع جایز است
قلم من
نویسنده: سعید اسماعیل... - ۱۳٩٠/٤/٢٢

من بر هیچ چیز خود غره نیستم الا بر قلمم،آنگاه که بر لوح سپید کاغذ از کوهستان های سخت ذهنم سرچشمه می گیرد و چه چه بلبلان آواز خوان را به خود می کشاند و سبزهای جاوید را طراوت می بخشد و بر بیابان ها و دشتها زندگی را جاری می سازد و همچون پروانه ای آبی آرام روی گلها می نشیند چند باری بالهایش را باز و بسته می کند و به مصدر خویش باز می گردد؛اما گاه نوک های او آن چنان تیز و برنده می شود که دست های خویش را از زیر راء ها و هاءها واز زیر یاء های کشیده اش به بهانه نقطه نونی بیرون می کشم!تا تیزی اش دامنم را نگیرد!

بر اسب غول پیکر و تیز روی خشم،زین نکرده سوار می شود و از صدای سم نقطه هایش دلهای ناپاک را به لرزه در می آورد وبا گرز امثال و تیغ صفات دل لشکریان کفر را مشوش می سازد و از آنها کوهی می سازد از اندوه و تردید و ذهن شیطانی شان را همچون اجساد بی جان بر زیر خروارها بهت و حیرت فرو می برد ومی گوید تا مرگ غبارها نمی نشیند،همچون گاوی مست وحشیانه پاهای خود را می کوبد و پنجه به سان ببرهای زرد بر کاغذ می چسباند و بر بالای افق نعره شیر می کشد؛گرگ های زوزه کش از اعماق زخم هاشان این را حس می کنند!.

اما برای من قلم هر چه باشد ،همان است بال پروانه های آبی...

نظرت چیه؟()